تبليغاتX
حـــــــس غریب

http://img4up.com/up2/00730248743194823291.jpg

http://img4up.com/up2/11043400892159060731.jpg

سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به حـــــــــــس غريب خوش آمديد. در صورت تمايل ازسايت اينجانب ديدن فرمائيد و عضو شويد .از نظرات و پيشنهادات خود ما را آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .

قاصــــــــــدك

 آدرس :http://ghasedakk.rozblog.com  

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 9:38 نويسنده ندا تنها

اگــر همه آســمان و ابرهايش سـهم چشمهای من باشد باز هم آرامش نخواهم يافت.
وقتی فصل ها را قسمت می کردند به من فقط پاييز را هديه دادند٬
من ماندم و دنيای رنگها وآدمهایی که از پاييز رنگارنگ تر هستند.
مدتی بود که در اين سردی٬ قلمم هم با دلم قهر کردو من دل تنگ تر شدم ٬
وقتی در گوش قلم زمزمه ميکنی٬
و او نجوای تو را به سپيدی کاغذ ميسپارد چقدر آرامش پيدا ميکنی.
اينجا منم و بادهای سرد پاييزی........
و "نـــــــداتنهایی" که دلش سخت برای خودش تنگ شده است...
آه ...کاش پر پروازی بود٬ زمين جای ماندن نيست...
ديری نخواهد گذشت فردا خاطره خواهم شد
وشايد از خاطره ها خواهم رفت.....

nnnnnnnnnnnnn.jpg

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 12:58 نويسنده ندا تنها |
تو ای عزیزی که به من سر می زنی

 اگه یه روز آسمون دلت ابری شد، از دست زمونه و آدمهاش خسته شدی، حتی نفس کشیدن هم برات تکراری شد! یا شاید اگه دست روزگار، نقاش خاطره های بد شد، قلبت رو شکست و اشکت رو جاری کرد، اگر میون اینهمه فکر و خیال، یاد من افتادی، یاد نوشته های ساده من، دلم میخواد غصه ای به غصه هات اضافه نکنم

دلم میخواد برای چشمه چشمهات، آب حیات نباشم. شاعر غزل های پاره پاره و قافیه های دلشکسته نباشم. اگه یه روز دلت گرفت، از ته دل بگو... خدایا!

وگفتگو کن با تنها کسی که میتونی بهش بگی: خدای من! و بشنو! صدایی که میگه: بله! بنده من! اگه صداش رو شنیدی، بعد از همه درد و دل کردن ها، آروم شدن ها... بعد از اینکه گل خنده به روی صورتت برگشت، یه خواهش کوچیک! اگه قبول کنی. برای من هم دعا کن.

اگه یه روز آســـــــــمون دلت ابری شد، برای من هم دعا کن.

 http://img4up.com/up2/44271139127402068720.jpg

+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 9:23 نويسنده ندا تنها |

همه چیز رو به راه است !نگران من نباش ...تنها ،گاهی بغضی می آید.
خاطره ای روی گونه هایم می لغزد چین و چروک های چهره ام را می نوازد و می افتد به دامن دلتنگی هایم !و دلم مثل ماهی بیقرار تشنه ای با اشک ها جان می گیرد ...
نگران من نباش ...همه چیز رو به راهست !گیسوانم بوی زمستان می دهد و دست هایم مثل شاخه های درختان سرمازده خشک و بی حاصل شده اند ...
چشم هایم مثل دو تخته سنگ که هر لحظه بیم سقوطشان باشد بر صورت استخوانی ام سنگینی می کنند ...ترک خورده ...در آستانه ی ریختنم !
نگران من نباش ...همه چیز رو به راه هست !آنقدر ها هم تنها نیستم !قاصـــــــدک ها هنوز گاه و بیگاه خودشان را به پنجره ام می کوبند ...و گنجشک ها به هوای دانه ای سری به خانه ام می زنند ...پیر شده ام ...به اندازه ی هزار سال درد ...خستگی ...

اما نگران من نباش ...قول می دهم زودتر از آخرین باران پاییزی خیال رفتن به سرم نزند ...یا تو زودتر خواهی آمد یا باران ...

http://img4up.com/up2/57521620041152403541.jpg

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 8:43 نويسنده ندا تنها |

http://img4up.com/up2/90873828157102537990.jpg

+ تاريخ پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 8:15 نويسنده ندا تنها |

تو این چند روز تنهایی کشیدم که نپرس... گفتم خدا واقعا یه چیزی بود که من اسم این وب رو گذاشتم حس غریب " دلم تنگ است". خیلی درد بدیه اینکه هیچ کس و نداشته باشی... اینکه همیشه به خودت بگی اونی که قرار همدم من باشه پس کیه؟؟ آدم گاهی خسته میشه. گاهی که نه. همیشه خسته می شه از اینکه با هیچ کس نمی تونه درد دل کنه. دستی نیست که صادقانه بگیره... چشمی نیست براش که نگاهش کنه و آروم بگیره. کسی نیست که بگی دلم به این خوشه... غم های دنیارو بی خیالش!  آدم دور بر من و شما زیاده!  ولی نه، به این نمی گن همراه و همدم... بگذریم... این روز ها هم می گذره!  پس غمی نیست.

http://www.pic.iran-forum.ir/images/mfaxqf80m87v0lt1g6eq.jpg

+ تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 8:38 نويسنده ندا تنها |

عرض سلام و تقدیم زیبا ترین احترامات خدمت شما دوستان عزیزو گرامی... 

باعرض تاسف و پوزش از همه شما عزیزان مدتی نبودم و نتوانستم به شما عزیزان سربزنم من را ببخشید.تشکر فراوان از همه دوستانی که زحمت کشیدن و نظر دادن انشاءالله جبران خواهم کرد.


+ تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 9:23 نويسنده ندا تنها |

ســـــــــــــــلام دوستان ، مطلب امروز جهت اطلاع رسانی شما عزیزان می باشد. اینکه من از تاریخ ۱۶/۱۰/۱۳۹۰ الی ۱/۱۱/۱۳۹۰ حضور ندارم .ولی نظرات و پیغامهای شما را  بعد از برگشتم یعنی دقیقاً در تاریخ ۲/۱۱/۱۳۹۰ پاسخگو خواهم بود.

---------------------------------------------------------

وقت رفتن که میرسه، باید به نقطه مقصد فکر کرد و دستی هم برای تکان دادن، دیگر فکر کردن به چشمان تو و ان دریای مواج محبتت و هزاران توصیفات دیگر را باید فراموش کرد. گاهی رفتی رسیدن نیست و هر رسیدنی هم مقصد نیست!از یاد بردن قسمتی از خاطرات مانند روشن کردن چوب کبریتی است که شاید ان کبریت بسوزد ولی نباید فراموش کرد که میتوان با ان شعله کم ،اتشی بزرگ و فنا ناشدنی بر پا کرد.

وقت رفتن که میرسه، تازه یادم می اید چه کارهایی را که باید میکردم، یادم می اید که چه محبتهایی که نکردم.آه! چه فرصتهایی از دست دادم، چه باید میکردم و نکردم و چه نباید میکردم و کردم، افسوس......

کجاست ان لحظه های رویایی، کجاست ان پر پر شدن، زیبایی گل وجودم؟ چرا هر چه میگردم  نیست؟چرا؟

اهای ادمیان زمینی گوش فرا دهید به صدای چرق چرق الوارهای سقف ارزوهایتان ، مواظب باشید تا قافل گیرتان نکرده، ان را به برجی غول اسا مبدل نکنیدو بدانید چقدر به واقعیت نزدیک هستید؟

http://img4up.com/up2/41264834502288262394.jpg

+ تاريخ سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 9:28 نويسنده ندا تنها |

ســــــــــــــــــــــلام حضور تمامی دوستانم، عزیزانم به درخواست یکی از دوستان که خیلی خواهش کرد مجبور شدم باز قالب وبمو تغییر بدم ، ایشون منو قسم داد که سعی کنم دیگه از غــــــــــم ننویسم منم بهش قول دادم که تمام سعیمو میکنم..... سعی میکنم کمتر از غم بنویسم واسه همین آهنگ وبمو تغییر دادم تا شما لذت ببرید.....

عزیزان الان دویاره یکی از کاربران باز پیام گذاشت که قالبمو عوض کنم ، ببخشید مجبورم قالب اولیه رو بزرام تا همه راضــــــــــــی باشن. دوســــــــتتون دارم واسه همین به نظراتتون احترام میزارم...

R.K

+ تاريخ یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 9:29 نويسنده ندا تنها |

 چه فرقی میکندمی خواهم دلتنگی هایم رادر برابر همۀ چشم ها برهنه کنم به این امیدکه شاید بین آنهاچشمهای تو بیقراریم را ببیند....حروف را کنار هم می چینم واژه ها را یکی یکی پاک میکنم دوباره از نو می نویسم با خودم میگویم چگونه میشود اثری جاودانه خلق کرد ؟دلم میخواهد چیزی بنویسم که سر ذوق بیاوردت آنقدر که دلت بخواهد ردپایی از خودت بگذاری به دنبال کلمات بزرگ نمیروم، ساده میگویم این حرفها،این خط ها، این خط خطی هادلشان برای نوازش نگاهــــــت تنگــــــ است...... 

http://img4up.com/up2/37654617127642163805.jpg

سخته باورش برام تو رو دارن ازم میگیرن
سخته باورش برام دیگه دستاتو نگیرم
سخته تحمل بكنی و آدمی رو كه دوسش داری
شبا وقتی دلت گریه میخواد سرتو رو شونش بذاری
سخته واسه من دوری چشات سخته زندگی بدون صدات
كی مثل خودت اینو میدونه كی مثل خودم میمیره برات

یه نفر میخواد تو رو ازم بگیره یه نفر كه قد من دوست نداره
یه نفر میخواد منو تنها بذاری جای من دستشو دستات بذاره
یه نفر میخواد تو رو ازم بگیره یه نفر كه قد من دوست نداره
یه نفر میخواد منو تنها بذاری جای من دستشو تو دستات بذاری

سخته تحمل بكنی و آدمی رو كه دوسش نداری
شبا وقتی دلت گریه میخواد سرتو رو شونش بذاری
سخته واسه من دوری چشات سخته زندگی بدون صدات
كی مثل خودت اینو میدونه كی مثل خودم میمیره برات


یه نفر میخواد تو رو ازم بگیره یه نفر كه قد من دوست نداره
یه نفر میخواد منو تنها بذاری جای من دستشو دستات بذاره
یه نفر میخواد تو رو ازم بگیره یه نفر كه قد من دوست نداره
یه نفر میخواد منو تنها بذاری جای من دستشو تو دستات بذاری

یه نفر میخواد من و تو ما نشیم
یه نفر میخواد همه زندگیمو ازم بگیره
یه نفری كه قد من دوست نداره
یه نفری كه با گرفتن تو از من میخواد اشك منو در بیاره
سخته تحملش ولی
میشینم یه گوشه تو تنهاییم كز میكنم
به یاد عشق تو گونه هامو خیس میكنم
تو گریه های شبونم تو رو داد میزنم
میخوام از خدا كه هیچ وقت تو رو تنها نبینم

 قالب قبلي و فعلي را مقايسه نموده و نظرات خود را ارسال نمائيد؟؟؟!!!

+ تاريخ یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 8:4 نويسنده ندا تنها |